خرید بک لینک

نام : شهید علی خیاط

نام پدر:حسین

نام مادر:مدینه

ناریخ تولد:۱/۷/۱۳۴۰

محل تولد:شهنیاء

تحصیلات:پنجم ابتدایی

شغل:سرباز

تاریخ شهادت:۲۱/۴/۱۳۶۱

محل شهادت:باختران

مسئولیت:سرباز

محل دفن:شهنیاء

متاسفانه وصیت نامه ای از این شهید موجود نیست

قسمتی از زنگی نامه این شهید:

در آغازين روز پاييز سال 1340 در روستاي شهنيا ديده به جهان هستي گشود. مهربان بود و متدين؛ با پاهاي کودکانه، دويدنها و شاديها و بازيها را به تجربه نشست. هم گيوهي چوپاني به پا ميکرد و هم گرسنگي گاه گاه شبهاي بينان را تجربه نمود. مدرسهي "حافظ" ميزبان نخستين روزهاي هفت سالگي علي شد. سال پنجم دبستان، کيف و کتاب را در طاقچهي خانهي کاهگلي گذاشت تا چرخ کارگاه حصيربافي پدر، از کار نايستد.
بعد از آن نيز با شاگردي مينيبوس، بنّايي و... نان خانواده را تأمين کرد، آنگاه به خدمت نظام فرا خوانده شد و در تاريخ 1360/8/15 خدمت را آغاز کرد، 2 ماه در کردستان و 9 ماه ديگر را در منوال بود و سرانجام در تاريخ 1361/4/21 در ماه رمضان در سن 21 سالگي سر را به چوگان عشق به امام (ره) نهاد و در ميدان رضا (ع) شهر باختران دل به بازي تقدير سپرد و به شهادت رسيد. مزار پاکش در گلزار شهداي شهنيا قرار دارد.

شهید از زبان دوستان:

روزی شهید از خدمت سربازی برگشته بود قبلا یک زمین فوتبال جای مدرسه شهید خیاط بود بعد از بازی از آنجا بر می گشتیم شهید خیاطدر بین راه گفت این دفعه که من رفتم دیگر سالمبرنمی گردم و شهید می شوم و با دست یه جایی که اکنون گلزار شهداء است اشاره کرد و گفت به فلانی و فلانی گفته ام که با لودر این تپه را صاف کنند و مرا در همان جا دفن کنند و همین طور خیلی دلم می خواهد شهید شوم آخر هم شهید شد و به آرزوی خود رسید. شهید خیاط آن قدر با مردم صمیمی بود که هرگاه با دوچرخه ای که داشت رد می شد کوچک و بزرگ او را صدا می زدند و لبخند او همه را به خود جذب کرده بود و مهربانی و دوست داشتنی بود و در تمام مراسم های مذهبی مخصوصا ایام محرم و صفر با تمام وجود کار می کرد و عشق او خدمت در هنگام محرم و صفر بود. خدا هر کسی که لایق هست می خرد و او چه زیبا علی را خرید و به بهشت جاودان خود هدایت کرد.

برچسب: نویسنده: آروین مرادی تاريخ: شنبه 20 آبان 1396 ساعت: 19:56

صفحه بندی